«ضمیر ناخودآگاه» اصطلاحی است که در نظریهی روانکاوی برای اشاره به ساحت تاریک روان به کار میرود. مطابق با مفروضات این نظریه، این بخش از روان هر فرد در حالت معمولی دسترسناپذیر، ناشناخته و بینظم است. باقیماندهایی از نخستین تجربیاتی که فرد در اوان کودکی در روابط بینافردیاش کسب کرده است، همچنین آرزوهای کامنیافته، هراسها، استنباطهای نامعقول و حیرتآور، همگی به صورت کُپههایی جدا از هم و پراکنده در ضمیر ناخودآگاه هر فرد انباشته شدهاند. محتویات ضمیر ناخودآگاه هر از گاهی از اعماق روان ما سر برمیآورند و در رؤیاهای شبانه، لغزشهای زبانی، خیالپروریهای هنگام بیداری و مجموعهی متنوعی از اشتباهاتِ به ظاهر بیدلالت در کارهای روزمره که فروید آنها را اصطلاحاً «کنشپریشی» مینامید، تکرار میشوند. شناخت وضعیت روانی هر کس و درمان اختلالات روانی، در گرو راه بردن به درون این ساحت تاریک و ناشناخته از ذهن اوست.
آیا در مطالعات ادبی میتوان به دنبال آشکار کردن «ضمیر ناخودآگاهِ متن» بود؟ آیا متون ادبی هم میتوانند واجد ضمیر ناخودآگاه باشند؟ پییر ماشری (نظریهپرداز فرانسوی که در آثارش تلفیقی از مفاهیم مارکسیستی و روانکاوانه به دست میدهد) به هر دوی این پرسشها پاسخی مثبت میدهد. از نظر او، نقد ادبی یعنی تبیین ضمیر ناخودآگاه متن. ماشری این دیدگاه را در کتاب مشهورش با عنوان نظریهای دربارهی تولید متون ادبی مطرح کرده است. آنچه در زیر میخوانید، بخشی از شرحوبسط همین نظریه به قلم جان استوری است که در کتاب او با عنوان مطالعات فرهنگی دربارهی فرهنگ عامّه آورده شده است:
ماشری آنچه را «مغالطهی تفسیری» مینامد، مردود میشمارد. به سخن دیگر، این دیدگاه که هر متنی یک معنای واحد دارد و هدف نقد معلوم ساختن آن معنای یگانه است، از نظر او پذیرفتنی نیست. به اعتقاد ماشری، متن ادبی نوعی چیستان نیست که معنایی را در خود پنهان کرده باشد، بلکه برساختهای است با معانیِ متکثر. «تبیین» متن در گرو پذیرفتن این گزاره است. تبیین متن همچنین مردود شمردن این نظر را ایجاب میکند که متن واجد وحدتی همساز است، وحدتی که از «خلاقیت» نویسنده در آفرینش اثر یا از مقصود برترِ نویسنده نشئت میگیرد … متون داستانی از تقابل چندین گفتمان شکل میگیرند: گفتمانهایی صریح، تلویحی، مسکوت گذاشتهشده و غایب … نقد باید معرفت جدیدی از متن به دست دهد، معرفتی که ضرورت ایدئولوژیکِ سکوتها و غیبتهای متن و نقصان ساختاربخشِ آن را تبیین میکند. به عبارتی، نقد یعنی به نمایش گذاشتن آنچه در متن بیانشدنی نیست … ماشری با استناد به تحقیقات فروید در زمینهی رؤیا، استدلال میکند که به منظور بیان هر مطلبی، برخی مطالبِ دیگر باید ناگفته بمانند. کار منتقد ادبی تفحّص دربارهی دلیل (یا دلایل) این غیابها و سکوتها در متن است. «آنچه در اثر اهمیت دارد، دقیقاً همان امر مسکوت است». فروید اعتقاد داشت که معانیِ مشکلاتِ بیمارانش در گفتمان آگاهانهی آنان پنهان نشده، بلکه در گفتمان آشفتهی ضمیر ناخودآگاه آنان سرکوب گردیده است و لذا [برای فهم مشکلات روانی] به تحلیل موشکافانهای نیاز داریم تا تفاوت گفتههای بیمار با رفتار او را به دقت بررسی کنیم. ماشری هم به تأسی از فروید تناقضهای بین امر بیانشده و امر نشاندادهشده در متن را مورد کاوش قرار میدهد. وی میگوید که در هر متنی یک «شکاف» ــ یا «فاصلهگذاریِ درونی» ــ بین آنچه متن میخواهد بگوید و آنچه متن عملاً میگوید، وجود دارد. برای تبیین متن، منتقد باید از این شکاف فراتر رود تا دریابد «متن چه باید بگوید تا بتواند آنچه را میخواهد بگوید بیان کند». «ضمیر ناخودآگاهِ» متن در همین «شکاف» شکل میگیرد.
نقلقول فوق از فصل چهارم کتاب جان استوری است که به «داستانهای عامّهپسند» اختصاص دارد. شرحوبسط کامل نظریهی پییر ماشری دربارهی «ضمیر ناخودآگاهِ متن» را در همین فصل از کتاب جان استوری میتوانید بخوانید که مشخصاتش از این قرار است:
مطالعات فرهنگی دربارهی فرهنگ عامّه، نوشتهی جان استوری، ترجمهی حسین پاینده (چاپ سوم، نشر آگه: امرداد ۱۳۹۵). ترجمهی این کتاب، «جایزهی کتاب فصل جمهوری اسلامی ایران» را به خود اختصاص داد.
این کتاب به منظور معرفی «مطالعات فرهنگی» به زبان فارسی ترجمه شده است. نویسنده در هر فصل، مهمترین مفاهیم این حوزهی مهم از علوم انسانی را در بحث راجع به جنبههای گوناگونِ فرهنگ عامّه، با استناد به کتابها و مقالاتِ مشهورترین نظریهپردازانِ مطالعات فرهنگی شرح میدهد و سپس به نمونههایی از ارزشمندترین تحقیقاتی اشاره میکند که با اتخاذ همین رهیافت انجام شدهاند. از این رو، میتوان گفت کتاب حاضر، هم نظریههای مطالعات فرهنگی را به روشنی معرفی میکند و هم اینکه با ذکر جزئیاتِ پژوهشهای شاخص، الگویی از تحقیقات عملی در این زمینه پیش روی خوانندهی ایرانی قرار میدهد. در فصلهای مختلف این کتاب، به موضوعاتی از این قبیل پرداخته میشود: جایگاه تلویزیون در فرهنگ معاصر؛ علل جذابیت فیلمها و رمانهای عامّهپسند؛ تحلیل فرهنگیِ محتوای روزنامههای جنجالی و مجلات عامیانه؛ دلالتها و معانی نمادینِ موسیقی پاپ برای جوانان؛ مصرفگرایی در جامعهی معاصر؛ و تحولات فرهنگی در فرایند جهانیشدن.




دیدگاهی بگذارید!