کتاب گشودن رمان با محوریت بررسی رمان ایران در پرتو نظریه و نقد ادبی به قلم حسین پاینده توسط انتشارات مروارید منتشر و راهی بازار نشر شد.
به گزارش خبرنگار مهر، اولین اولویت از نگارش این کتاب، این بوده که پژوهشگران و علاقهمندان به نقد رمان به گفتوگوی نقادانه با متن ترغیب بشوند. نگارش و انتشار گشودن رمان همچنین برای ابهامزدایی از نقد ادبی از طریق معرفی یک روش نقادانه و کاربرد آن در خوانش رمانهای متعدد به منظور ارائه نمونه و الگوی عمل نوشته شده است. ابتدای کتاب، بخشی به نام «گشودن این کتاب» دارد که در حکم مقدمهی آن است. کتاب ۱۰ فصل اصلی دارد که به ۱۰ رمان مطرح ادبیات معاصر ایران اختصاص دارند و در انتها نیز علاوه بر مراجع و نمایه، ۳ ضمیمه درج شده است. ضمیمه اول «گشودن سه قطره خون»، ضمیمه دوم «گشودن هامون» و ضمیمه سوم «واژهنامهی توصیفی اصطلاحات نقد رمان» است.
عنوان ۱۰ فصل کتاب هم به این ترتیب است: «گشودن بوف کور»، «گشودن تنگسیر»، «گشودن مدیر مدرسه»، «گشودن شازده احتجاب»، «گشودن سَووشون»، «گشودن ثریا در اغما»، «گشون جزیرهی سرگردانی»، «گشودن چراغها را من خاموش میکنم»، «گشودن آزادهخانم و نویسندهاش» و «گشودن سرخی تو از من».
رمانهای برگزیده طیف متنوعی از سبکها در دورههای مختلف رماننویسی ایرانی را شامل میشوند که در میانشان، هم رمانهای نوشتهشده به قلم نویسندگان صاحبنام از نسل اول و دوم رماننویسی ایران به چشم میخورد و هم رمانهای متأخرتر. رمانهای شناختهشدهتر جایگاه تثبیتشدهای در پیکر ادبیات معاصر ایران دارند و در بسیاری از منابع از آنها نام برده شده است. به همین دلیل پاینده تلاش کرده است تا با استفاده از رمانهای متأخر در این کتاب، به سمتوسوی حرکت رمان در دهههای اخیر نیز اشاره داشته و آن را نشان بدهد.
گسترهی مباحث نظری این کتاب، مطالب گوناگونی را شامل میشود که از جملهی آنها میتوان به مواردی چون بحث دربارهی کارکرد و شیوهی تحلیل عناصر رمان مانند شخصیت، منظر روایی، کشمکش، حالوهوا و امثال آن، مباحث مربوط به نظریههای ادبی متأخر چون بینامتنیّت، مرگ مؤلف، روایتشناسی، پسامدرنیسم و … اشاره کرد.
در اولین ضمیمهی این کتاب با عنوان «گشودن سه قطرهخون» میخوانیم:
«ناپختهترین و بیتأثیرترین داستانها، آنهایی هستند که اولین پاراگرافشان خواننده را به خواندن بقیهی داستان ترغیب نمیکند. اگر مدخل جهان خیالینی که نویسنده خلق کرده است خواننده را به وارد شدن به آن جهان، زیستن با شخصیتهایش و از سر گذراندن تجربههای توصیفشده در آن تشویق نکند، آنگاه خواننده نه با میلی وافر بلکه با اکراه داستان را دنبال خواهد کرد و چه بسا حتی نیمهخوانده رهایش کند. درب ورود به هر مکانی میتواند نقش بسزایی در ایجاد میل ورود، یا منصرف کردن از ورود، به آن مکان ایفا کند. پاراگراف اول هر داستان کوتاهی همچنین تصویری مینیاتوری از جهان همان داستان به دست میدهد.»
موضوع داستان، ویژگیهای روانی شخصیت اصلی، کشمکشی که این شخصیت با دیگران یا با خود دارد، احساس او نسبت به جهان پیرامونش، نوع روابطی که با سایر شخصیتها برقرار میکند، درونمایهی داستان و … همگی جزو مطالبی هستند که میبایست سرنخی از آنها در پاراگراف اول به خواننده داده شود تا او خود به درون این جهان برود و با گشتوگذار در آن، جنبههای ناگفته و توصیفناشدهاش را شخصاً کشف کند. لذت داستان البته در همین کشف است. نویسنده صرفاً نشانههایی از ماهیت یا خصوصیات جهانی که آفریده به دست میدهد و این خواننده است که باید آن جهان را علاقهمندانه بکاود و بشناسد. رمز علاقهمند کردن خواننده به این کاوش و کشف، نوشتن پاراگرافی کارکردگرا در آغاز داستان است.




دیدگاهی بگذارید!