عکسی به یادگار با اعضای کارگاه «تحلیل فیلم‌های اصغر فرهادی»

این عکس در آخرین جلسه‌ی کارگاه «تحلیل فیلم‌های اصغر فرهادی» گرفته شده است که ــ همراه با کارگاه دیگری با عنوان «آشنایی با رمان» ــ به مدت ۱۰ هفته از اواخر فروردین ۹۷ تا پایان خرداد ۹۷ در دانشکده‌ی علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی برگزار شد. شرکت‌کنندگان در این کارگاه‌ها عمدتاً از دانشجویان تحصیلات تکمیلی در رشته‌هایی مانند زبان و ادبیات عربی، زبان و ادبیات فارسی، ادبیات انگلیسی، ارتباطات، جامعه‌شناسی، و … بودند. در این کارگاه، فیلم‌های اصغر فرهادی یک‌به‌یک با استفاده از روش‌های مختلف نقد بررسی شدند. هدف اصلی عبارت بود از آشنایی با مفاهیم، اصطلاحات و روش‌شناسیِ نقد فیلم و کاربرد این روش‌شناسی در نقد عملی آثار سینمایی اصغر فرهادی است. بعضی از مهم‌ترین مباحث نظری که در این کارگاه ارائه شد عبارت بودند از: شناخت کارکرد و شیوه‌ی تحلیل انواع نما، انواع زاویه‌ی فیلمبرداری، انواع حرکت‌های دوربین، میزانسن، نورپردازی، شیوه‌های تحلیل شخصیت، روایت، و … .  در بخش نقد عملی، فیلم‌های اصغر فرهادی با تمرکز بر صحنه‌های مهم از منظر همین قبیل مباحث تئوریک تحلیل شدند. رویکرد کلی من در این کارگاه، «سینمای مؤلف» بود، هرچند که هر جا لازم می‌شد از مصطلحات و روش‌شناسی‌های دیگر از قبیل نشانه‌شناسی، مطالعات فرهنگی، فرمالیسم و غیره نیز استفاده می‌کردم.

نکته‌ی بارز در سه جلسه‌ی آخر، بیشتر شدن مشارکت اعضای کارگاه در بحث‌ها و ارائه‌ی تحلیل‌های نظام‌مند از طرف آنان بود. این کمال‌مطلوبِ هر کارگاهی است: کارگاه «کلاس» نیست که مخاطبان شنونده باشند؛ کارگاه محل کار عملی برای آموختن یک مهارت است و قاعدتاً در پایان، این مهارت باید به منصه‌ی ظهور برسد. خوشحالم که این اتفاق در این کارگاه افتاد.

عکسی به یادگار با دانشجویان کلاس دکتری علوم ارتباطات

تصویر زیر در آخرین روز کلاسی گرفته شد که در ترم جاری با دانشجویان دوره‌ی دکتری علوم ارتباطات داشتم. نشانه‌شناسی، تاریخ‌گرایی نوین و نظریه‌های بارت و بودریار بخشی از مطالبی بودند که در این کلاس کار شد.

عکسی به یادگار با اعضای کارگاه «آشنایی با سبک‌های هنری» و «مبانی نقد ادبی»

کارگاه «آشنایی با سبک‌های هنری» پس از ده هفته، در تاریخ چهارشنبه ۲۵ بهمن ۹۶ به اتمام رسید. در این کارگاه پنج سبک عمده‌ی هنری به علاقه‌مندان معرفی شدند: امپرسیونیسم، کوبیسم، سوررئالیسم، مینیمالیسم، مدرنیسم و پسامدرنیسم. هم ویژگی‌های این سبک‌ها شناسانده شد و هم نمونه‌های متعددی از هر کدام از آن‌ها در هنرهای تجسمی (عمدتاً نقاشی) در کارگاه تحلیل شد. پاورپوینی که برای این کارگاه تهیه شده بود، شامل صد و شصت اسلاید بود. سبک‌های یادشده، در این کارگاه نه فقط در حوزه‌ی هنر، بلکه همچنین در حوزه‌ی متون ادبی معرفی شدند و نمونه‌هایی از آثار ادبی نوشته‌شده به این سبک‌ها در کارگاه خوانده و تحلیل شدند. بسیاری از کسانی که در این کارگاه شرکت کرده بودند، در کارگاه دیگری هم با عنوان «مبانی نقد ادبی» که بعد از کارگاه اول تشکیل می‌شد، شرکت کردند. در آن‌جا نیز علاوه بر معرفی نظریه‌های نقد از یونان باستان تا دهه‌های اخیر، چندین نمونه‌ی نقد عملی داشتیم (هم از داستان کوتاه و شعر و هم از فیلم سینمایی). هدف این بود که شرکت‌کنندگان در این کارگاه بتوانند مهارتی عملی در نقد آثار ادبی پیدا کنند. پاورپوینت کارشده در این کارگاه نزدیک به یکصد اسلاید را شامل شد.

تجربه‌ی برگزاری این دو کارگاه از بسیاری جهات برای شخص خود من جالب و لذتبخش بود. این کارگاه‌ها در دانشکده‌ی علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی برگزار شد که دسترسی به آن مستلزم طی کردن سفری درون‌شهری در تهرانِ همیشه شلوغ و رسیدن به انتهای غربی اتوبان همت است. این سفر وقت‌گیر مانع از آن نشد که داوطلبان شرکت در هر یک از این کارگاه‌ها بسیار زیاد شود، به نحوی که هر کدام با بیش از پنجاه نفر تشکیل شد و البته عده‌ای از داوطلبان هم به علت عدم گنجایش برای پذیرش افرادِ بیشتر نتوانستند در آن شرکت کنند. مطمئنم هر کسی دیگر هم مجری برگزاری این کارگاه بود، مثل من بسیار خوشحال می‌شد از این‌که به اعضای این دو کارگاه تدریس کند. آن‌ها اشخاصی بسیار باانگیزه بودند که از ساعت ۱۵ تا حدود ۱۹ با علاقه در کارگاه‌ها شرکت می‌کردند. یکی از دوستان عزیزی که عضو هر دو کارگاه بود، هر هفته از شهری دیگر می‌آمد و بعد از اتمام کارگاه نقد ادبی می‌بایست خود را به سرعت به ایستگاه قطار تهران می‌رساند تا سفری هشت‌ساعت‌ونیمه برای بازگشت به شهرش را شروع کند. همت این قبیل انسان‌های علم‌جو، برای من تحسین‌برانگیز بود. به همه‌ی آن‌ها درود می‌فرستم و امیدوارم از آنچه در این دو کارگاه آموختند، برای فهم بهتر آثار ادبی و همچنین زندگیِ پیرامون‌شان استفاده کنند. عکس زیر در پایان کارگاه‌ها به یادگار گرفته شد.

عکسی به یادگاری با دانشجویان کلاس مکتب‌های ادبی

این تصویر آخرین روز کلاس درس «مکتب‌های ادبی» در دی‌ماه ۱۳۹۵ با دانشجویان دوره‌ی دکتری ادبیات فارسی در دانشگاه علامه طباطبائی را نشان می‌دهد. متن‌های نمونه‌ای از ادبیات و سینما و نقاشی را با سبک‌هایی همچون، رئالیسم، ناتورالیسم، امپرسیونیسم، سوررئالیسم و پسامدرنیسم با یکدیگر در این کلاس کار کردیم، با این امید که واقعیت و بازنمایی‌های متنوع آن به شیوه‌ها و سبک‌های مختلف را بکاویم.

عکسی به یادگار با دانشجویان دکتری ادبیات فارسی

کسانی که در این تصویر می‌بینید، تعدادی از دانشجویان دوره‌ی دکتری رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه علامه طباطبائی هستند که در ترم دوم سال تحصیل ۹۵-۹۴ درس «مکتب‌های ادبی» را با من گذراندند.