عکسی به یادگار با دانشجویان ادبیات تطبیقی دانشگاه علامه طباطبائی

این عکس در آخرین جلسه‌ی یکی از کلاس‌های من با دانشجویان ادبیات تطبیقی (گروه آقایان) در دانشگاه علامه طباطبائی گرفته شد. کسانی که در این عکس می‌بینید جزو بهترین دانشجویانم در این ترم (بهار ۹۵) بودند. با من درس «مشهورترین آثار ادبی جهان»‌ را گذراندند، ضمن این‌که در درسی دیگر که برای تقویت مهارت‌های آنان برای خواندن و فهمیدن متون مربوط به ادبیات در زبان انگلیسی طراحی شده است، کتاب Introduction to Literature (I) را با آن‌ها کار کردم که به آشنایی با عناصر داستان کوتاه و شیوه‌ی تحلیل آن اختصاص دارد. هر کلاسی حکم یک جور دوستی و همراهی را دارد، اما هر کلاسی همچنین موقت است و بالاخره روزی پایان پیدا می‌کند. دوستی من با این کسانی که در عکس می‌بینید، تازه شروع شده است و به رغم پایان کلاس، همچنان ادامه خواهد داشت.

عکسی به یادگار با دانشجویان مقطع فوق‌لیسانس رشته‌ی مترجمی انگلیسی

این عکس در تاریخ ۲۹ آذر ۱۳۹۴ با دانشجویان رشته‌ی مترجمی زبان انگلیسی در دانشگاه علامه طباطبائی گرفته شد که در مقطع فوق‌لیسانس تحصیل می‌کنند و درس «نقد کاربردی در ادبیات» را با من داشتند. دانشجویان این رشته معمولاً در ابتدای ترم درک درستی از این‌که چرا برای‌شان درس نقد ادبی در نظر گرفته شده است ندارند. من برای علاقه‌مند کردن‌شان به این درس، نظریه‌های پسامدرنیسم را به عنوان موضوع این کلاس انتخاب کردم و در طول ترم، آراء و اندیشه‌های نظریه‌پردازانی همچون لیندا هاچن، هِیدن وایت، ژان‌ـ‌فرانسوا لیوتار، میشل فوکو، ژان بودریار، برایان مک‌هِیل و دیگران را با آن‌ها کار کردم. همان‌طور که حدس می‌زدم، ذهن اکثرشان با انواع‌واقسام برداشت‌های نادقیق (و گاه به غایت نادرست) درباره‌ی ماهیت امر پسامدرن و نظریه‌های پسامدرنیسم اشباع شده بود. راه برطرف کردن این سوءبرداشت‌ها، ربط دادن پسامدرنیسم به تجربه‌ی زیسته‌ی آنان با فضای مجازی بود و تقریباً از هفته‌ی سوم کلاس به بعد، علاقه‌ی این دانشجویان به موضوع کلاس بیشتر شد. با پیشرفت کلاس، آرام‌آرام سمینارها جنبه‌ی تحقیقی به خود گرفت و همزمان مشارکت دانشجویان در بحث‌های کلاس هم بیشتر شد، تا حدی که گاهی باید یادآوری می‌کردم همه‌ی ما به ناهار احتیاج داریم! از نیمه‌ی ترم به بعد، کلاس به سطح ایده‌آل رسید. در این زمان، هم پرسشگری اعضای کلاس بیشتر شد و هم ژرف‌اندیشی‌شان درباره‌ی برخی از تجربه‌های پسامدرن خودشان در زندگی روزمره. استنباط آنان از کلاس؟ این موضوعی است که باید با رویکردی نشانه‌شناختی در چهره‌های دانشجویانی که در این عکس می‌بینید برای خودتان کشف کنید. من فقط می‌توانم برای تک‌تکِ آن‌ها موفقیت‌های بیشتر، بویژه در کار عملی ترجمه، آرزو کنم.