مصاحبه‌ی حسین پاینده با مجله‌ی «فرهنگ امروز»

مجله‌ی «فرهنگ امروز»، بخش ادبیات

بهاره بوذری: دکتر حسین پاینده، نویسنده، منتقد ادبی و استاد نظریه و نقد ادبی دانشگاه علامه طباطبائی که در میان آثار خود کتاب‌های متعددی در زمینه‌ی نقد ادبی دارد، به تازگی کتابی را با عنوان «اصول و مبانی تحلیل متون ادبی» ترجمه و منتشر کرده است. مخاطب اصلی این کتاب پژوهشگران و علاقه‌مندانی هستند که قصد دارند با کسب دانشی پایه‌ای درباره‌ی روش‌های نظام‌مند تحلیل متون ادبی، توانایی خود را نقد آثار ادبی و هنری پرورش دهند. با توجه به این‌که اصل این کتاب به زبان انگلیسی در ماه مارچ ۲۰۱۶ انتشار یافته و ترجمه‌اش با گذشت هشت ماه در ایران نیز منتشر شده است، با دکتر پاینده درباره‌ی ویژگی‌های این کتاب به عنوان منبع روزآمد نقد ادبی در ایران گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه می‌خوانید.

لطفاً نویسنده‌ی کتاب «اصول و مبانی تحلیل متون ادبی» خانم سلینا کوش را بیشتر معرفی فرمایید؟ زمینه‌ی آشنایی شما با این نویسنده و این کتاب چگونه فراهم شد؟

پاینده: خانم دکتر سلینا کوش دانشیار ادبیات در دانشگاه کارولینای جنوبی در آمریکاست. علائق پژوهشی ایشان بیشتر به حوزه‌ی مدرنیسم، ادبیات قرن بیستم و نقد پسااستعماری مربوط می‌شود. ایشان تألیفات متعددی دارند، اما کتاب «اصول و مبانی تحلیل متون ادبی» جدیدترین کتاب‌شان است.

با توجه به این‌که در مدت زمان کوتاهی پس از انتشار متن اصلی ترجمه‌ی آن را آغاز کردید، چه دلایل و انگیزه‌هایی برای گزینش آن از میان کتب نقد ادبی روز دنیا داشتید؟

پاینده: من در کار حرفه‌ای خودم در دانشگاه با دانشجویانی سروکار دارم که اکثرشان به حوزه‌ی نظریه و نقد ادبی علاقه‌مندند و می‌خواهند در همین زمینه ادامه‌ی تحصیل بدهند یا کار کنند. موضوع پایان‌نامه‌ی بسیاری از این دانشجویان به نقد ادبی مربوط می‌شود. در واقع، آن‌ها نیاز دارند با نظریه‌ی ادبی آشنا شوند تا بتوانند آن را در تحلیل متون ادبیات فارسی به کار ببرند. اما من متوجه شده‌ام که به رغم این علاقه‌ی وافر، اکثر همین دانشجویان آگاهی یا دانش درستی از نظریه و نقد ادبی ندارند. به آن‌ها حق می‌دهم، چون منابعی که در این زمینه در دسترس‌شان است، هنوز کافی نیست. البته در سال‌های اخیر افراد مختلفی کارهای ارزشمندی در این حوزه منتشر کرده‌اند، اما هنوز با وضعیت کمال‌مطلوب فاصله داریم. من در دانشگاه شاهد این هستم که دانشجویان در تحلیل داستان، شعر، نمایشنامه و فیلم همیشه این پرسش را مطرح می‌کنند که «چگونه می‌توان لایه‌ی سطحی یک اثر ادبی را کنار زد و به معنای عمیق‌تر آن رسید؟». این پرسشِ بجایی است چون تحلیل متن، بخش مهم و عمده‌ای از کارهای تحقیقی در حوزه‌ی مطالعات ادبی را تشکیل می‌دهد. توانایی تحلیل جزئیات ظاهری یا سطحی در متون ادبی و ارائه‌ی خوانشی قانع‌کننده که بر مبنای همان جزئیات شکل گرفته باشد، جزو مهارت‌هایی است که از هر پژوهشگر ادبیات توقع داریم. روش‌شناسی خوانش تحلیلی، همچنین مصطلحات این کار، آن‌طور که باید به دانشجویان آموخته نمی‌شود. وقتی هم که خودِ آنان تلاش می‌کنند منبعی در این زمینه بیابند تا مشکل‌شان را برطرف کنند، با کمبود منابع مواجه می‌شوند. یکی از انگیزه‌های اصلی من در ترجمه‌ی این کتاب، این بود که گامی در مسیر برطرف کردن همین مشکل بردارم. به علت‌های مختلف، منابعی که قبلاً ترجمه شده‌اند به اندازه‌ی کافی در رفع این مشکل کارساز نبوده‌اند. به نظر من یک علت مهم این وضعیت، مناسب نبودن گزینش اولیه‌ی مترجم از منابع برای ترجمه بوده است. هر کتاب خارجی‌ای، ولو خیلی هم مفید، نمی‌تواند نیازهای خاص ما در حوزه‌ی مطالعات ادبی در ایران را برطرف کند. محتوای این کتاب من را قانع کرد که تا حدود زیادی می‌تواند به این منظور کارگشا باشد و به همین دلیل ترجمه‌اش کردم.

دقیقاً چه چیزی در محتوای این کتاب خاص هست که شما معتقدید انتخاب خوبی برای ترجمه شدن به زبان فارسی بوده است؟

پاینده: این کتاب نه برای آموختن نقد به معنای اخص کلمه، بلکه به منظور پرورش توانش تحلیلی دانشجویان و علاقه‌مندان به ادبیات نوشته شده است. هر کسی که بخواهد به معانی ثانوی و دلالت‌شده‌ی متون ادبی و هنری پی ببرد، ابتدا باید بتواند حساسیت خاصی نسبت به جزئیات این متون پیدا کند، جزئیاتی که در ظاهر بخشی از توصیف معمولی یک مکان یا ظاهر یک شخصیت است، یا صرفاً شرحی از یک رویداد به نظر می‌آید، اما وقتی که همان متن را با نگاهی تحلیلی بررسی کنیم، درمی‌یابیم که جزئیات توصیف‌ها در آن، زنجیره‌ی همپیوسته‌ای را تشکیل می‌دهند و به طور تلویحی معانی ناگفته یا تصریح‌نشده‌ای را به ذهن مخاطب القا می‌کنند. اغلب دانشجویانی که من می‌بینم، حساسیت لازم برای تشخیص این جزئیات، تمرکز بر آن‌ها و تحلیل دلالت‌های‌شان را ندارند. نویسنده‌ی این کتاب به روشی کاملاً نظام‌مند تلاش می‌کند این حساسیت به جزئیات را در خواننده بپروراند. مثال‌های متعددی هم می‌زند که به رغم تعلق به ادبیات انگلیسی‌زبان، آن‌قدر درباره‌شان توضیح داده است که خواننده به سهولت می‌تواند درک صحیحی از خوانش تحلیلی متون ادبی پیدا کند. علاوه بر این‌ها، نویسنده اصطلاحات تخصصی‌ای را که در این نوع خوانش تحلیلی به کار می‌روند، با زبانی روشن برای خواننده توضیح داده است. این ویژگی‌ها باعث شدند که من متقاعد شوم این کتاب می‌تواند نیازهای ما در حوزه‌ی تحلیل متون ادبی را به میزان زیادی برطرف کند.

لطفاً در زمینه‌ی اصول مورد نظر جناب‌عالی در زمینه‌ی معادل‌سازی اصطلاحات ادبی در هنگام ترجمه‌ی این کتاب توضیحاتی بفرمایید.

پاینده: روش من این است که اگر معادل رسا و جاافتاده‌ای برای یک اصطلاح ادبی قبلاً به کار رفته باشد، من هم از همان معادل استفاده می‌کنم تا تشتت و چندگانگی اصطلاحات مانع از فهمیدن متن نشود. اما اگر معادلی قبلاً به کار رفته و رواج هم یافته باشد که نادقیق یا نادرست باشد، تلاش می‌کنم تا معادل بهتری را خودم پیشنهاد کنم. شخصاً اعتقاد ندارم که هر مترجمی اصطلاحات مختلف را به سلیقه‌ی خودش معادل‌یابی کند. در ترجمه‌ی این کتاب، همه‌ی اصطلاحات مهمی را که در متن به کار برده‌ام، چه آن‌هایی را که قبلاً به کار رفته‌اند و چه آن‌هایی را که پیشنهاد خودم هستند، در دو ضمیمه‌ی انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی در پایان کتاب آورده‌ام تا خواننده به سهولت بتواند بفهمد معادل‌ها برای چه اصطلاحاتی در زبان مبدأ به کار رفته‌اند. این ضمیمه‌ها شاید همچنین کمکی باشند به مترجمان بعدی‌ای که در این زمینه ترجمه خواهند کرد. در کار معادل‌یابی برای اصطلاحات تخصصی، سلیقه‌ها می‌توانند متفاوت باشند، اما اگر معادلی با سلیقه‌ی شخص خودم همخوانی نداشته باشد و با این حال درست باشد، ترجیح می‌دهم همان معادل را به کار ببرم تا خواننده راحت‌تر بتواند متن را بخواند و بفهمد. یکی از بزرگ‌ترین معضلات ما در حوزه‌ی ترجمه‌ی منابع نقد ادبی، همین تشتت معادل‌هاست. تا حد ممکن باید از تشتت بیشتر اجتناب کنیم. اگر فرهنگستانی تأثیرگذار با مدیریتی ماهیتاً علمی داشتیم، می‌شد تا حدود زیادی از این تشتت جلوگیری کرد، اما در هر صورت وضعیت فعلی همین است و شاید بهترین کار این باشد که مترجم فقط زمانی دست به معادل‌سازی جدید بزند که دلایلی مقنع در نادرست بودن معادل‌های به‌کاررفته‌ی قبلی داشته باشد. ادامه خواندن “مصاحبه‌ی حسین پاینده با مجله‌ی «فرهنگ امروز»”