«شخصیت فرعی» و نقش آن در داستان کوتاه

داستان کوتاه، بر خلاف رمان، نباید شخصیت‌های متعددی داشته باشد. الزام به محدودیت شخصیت‌ها در داستان کوتاه، ربط مستقیمی به ویژگی‌های ساختاریِ این ژانر دارد. داستان کوتاه با تمرکز بر یک واقعه‌ی محوری نوشته می‌شود و لذا پیرنگ آن بسیار کنترل‌شده و محدود است. نویسنده‌ی داستان کوتاه می‌کوشد با یک شخصیت اصلی و معدودی شخصیت‌های فرعی (غالباً نه بیش از انگشتان یک دست) وقایع داستان را شکل دهد. اما پرسشی که پیش می‌آید این است: ملاک فرعی بودن شخصیت‌ها در داستان کوتاه چیست و آن‌ها چه نقشی در شکل‌گیری پیرنگ دارند؟

شخصیت‌های فرعی، همان‌گونه که از معنای تحت‌اللفظی کلمه‌ی «فرعی» می‌توان استنباط کرد، به آن شخصیت‌هایی اطلاق می‌شود که بیشتر در پس‌زمینه‌ی وقایع حضور دارند، بر خلاف «شخصیت اصلی» که لزوماً در کانون حوادث داستان نقش‌آفرینی می‌کند. بدون حضور و کنشگری ایجابیِ شخصیت اصلی، پیرنگ داستان نمی‌تواند شکل بگیرد. اگر شخصیت اصلی را از داستان حذف کنیم، آن‌گاه ساختار روایتیِ داستان فرومی‌ریزد. به بیان دیگر، در آن صورت دیگر داستانی کامل و معنادار نخواهیم داشت. اما حضور پس‌زمینه‌ایِ شخصیت‌های فرعی صرفاً کارکردی تکمیلی (نه ایجابی) دارد. آن‌ها در داستان هستند، نه به این منظور که خواننده بر آن‌ها تمرکز کند و ابعاد وجودی‌شان را بکاود، بلکه به این منظور که شخصیت اصلی را بهتر بشناسیم. به همین دلیل، می‌توان شخصیت‌هایی متفاوت با همان کارکرد مکمل را جایگزین آن‌ها کرد بی آن‌که به تمامیت ساختاریِ داستان خدشه‌ای وارد شود یا درونمایه‌ی آن تغییر کند.

شخصیت اصلی داستان کوتاه همیشه دچار نوعی کشمکش است (اعم از کشمکش با شخصیتی دیگر، با جامعه، با طبیعت، یا با امیال و احساساتی ناخودآگاه از شخصیت خودش)، حال آن‌که شخصیت‌های فرعی با هیچ کشمکش معیّنی برجسته نمی‌شوند. همچنان که پیشتر هم متذکر شدیم، شخصیت‌های فرعی کمک می‌کنند که شناخت عمیق‌تری از شخصیت اصلی به دست آوریم. فرعی بودن شخصیت‌های فرعی همچنین به این معناست که شاید فقط در یک یا حداکثر دو صحنه آن‌ها را ببینیم و بعد محو شوند و کلاً از دایره‌ی توجه بیرون بروند. متقابلاً شخصیت اصلی در کل داستان دیده می‌شود و گفته‌ها، رفتارها، خیال‌پروری‌ها، اهداف و آرزوهایش در کانون توجه خواننده قرار می‌گیرد.

یک تفاوت دیگرِ شخصیت‌های فرعی که باز هم باعث تمایز آن‌ها با شخصیت اصلی داستان می‌شود، تک‌بُعدی بودن آن‌هاست. شخصیت اصلی در ادبیات داستانی معمولاً آمیزه‌ای از تمایلات و باورها و احساسات متناقض است. مثلاً شخصیت اصلی، هم می‌تواند انزواطلب و گوشه‌گیر باشد و هم، از بُعد یا جنبه‌ای دیگر، خواهان و نیازمندِ روابط گسترده‌ی اجتماعی. یا مثلاً ممکن است در داستانی ببینیم که شخصیت اصلی تهییج‌ناپذیر است و رفتاری بی‌اعتنا دارد، اما در صحنه‌ای ببینیم که نسبت به رنج دیگران، یا ظلمی که به کسی می‌شود، واکنشی حاکی از احساسات پُرسوزوگداز نشان می‌دهد. در داستان‌ها اغلب به چنین شخصیت‌هایی برمی‌خوریم که ویژگی‌های متناقضی دارند یا بین رفتار آگاهانه و امیال ناخودآگاهانه‌شان تعارض به چشم می‌خورد. این تعارض زمینه‌ای برای پویایی آن‌ها (تأثیر پذیرفتن از رویدادها و در پیش گرفتن الگوی جدیدی از رفتار) فراهم می‌کند. متقابلاً شخصیت‌های فرعی فقط با یک خصلت واحد معرفی می‌شوند و خواننده آن‌ها را از زوایای مختلف نمی‌بیند. برای مثال، شخصیت فرعی می‌تواند سنگدل باشد، اما در هیچ بخشی از داستان نباید ببینیم که او نسبت به دیگران ترحم می‌کند. شخصیت‌های فرعی مانند عکسی هستند که کسی را فقط از یک جهت (مثلاً از روبه‌رو) نشان می‌دهد، اما شخصیت اصلی مانند مجسمه‌ای است که می‌توان از زوایای مختلف (روبه‌رو، پهلو، …) به آن نگاه کرد.

ملاک‌هایی که در خصوص تشخیص شخصیت‌های فرعی و کارکرد آن‌ها در پیرنگ داستان برشمردیم، به‌روشنی در داستان کوتاه «ایولین»، نوشته‌ی جیمز جویس، مصداق پیدا کرده‌اند. شخصیت اصلی این داستان، دختر جوانی به نام ایولین است. نخستین نشانه‌ی متقن از این‌که در میان همه‌ی شخصیت‌ها چرا باید ایولین را شخصیت اصلی محسوب کنیم، در عنوان این داستان به ما داده می‌شود. در مواجهه با آن دسته از داستان‌ها (ایضاً رمان‌ها یا فیلم‌های سینمایی) که عنوان‌شان در واقع نام یکی از شخصیت‌هاست، باید از خود بپرسیم: به‌راستی چرا اسم یکی از شخصیت‌ها برای عنوان داستان انتخاب شده است؟ معمولاً هدف از این انتخاب، عطف توجه خواننده به نقش مهم آن شخصیت در پیرنگ است. پس کل داستان جویس درباره‌ی ایولین و کشمکش اوست. ایولین دختر جوانی است که از زمان مرگ مادر، عملاً وظایف مادرانه‌ی خانواده را بر عهده گرفته و همچون خدمتکار تمام کارهای پدر و برادرانش را انجام می‌دهد. او نه‌فقط باید همه‌ی حقوقی را که از کار کردن در یک فروشگاه به دست می‌آورد برای تهیه‌ی مایحتاج خانه خرج کند، بلکه همچنین مجبور است آشپزی کند، کارهای خانه را انجام دهد و بدرفتاری پدر را هم تحمل کند. در این اوضاع، آشنایی با جوانی به نام فرنک و امکان فرار از زندگی یکنواخت و ملال‌آور در خانه و کلاً شهر مرگ‌زده‌ی دوبلین، ایولین را بر سر دو راهی قرار داده است. کشمکش درونی ایولین این است که از یک سو می‌خواهد خود را از این زندگی بی‌نشاط برهاند و از سوی دیگر دچار تردید و تزلزل است و لذا در اوج داستان، آن‌جا که می‌تواند با فرنک سوار کشتی شود و از دوبلین برود، از این کار ـــ که عین خواسته‌ی خودش است ـــ عاجز می‌ماند.

با این اوصاف، واضح است که پیرنگ داستان حول شخصیتی به نام ایولین شکل می‌گیرد. اوست که محور وقایع محسوب می‌شود و نهایتاً درونمایه‌ی داستان هم به تردیدهایی مربوط است که نمی‌گذارند ایولین میل باطنی خود برای رهایی از زندگی ملالت‌بار و کسالت‌آورِ فعلی‌اش را محقق کند. اما در داستان به شخصیت‌های دیگری هم برمی‌خوریم که همگی فرعی هستند. دو نفر از این شخصیت‌های فرعی عبارت‌اند از قدیسه‌ای به نام «مارگارت مری آلاکوک» و کشیشی که نامش هرگز در داستان ذکر نمی‌شود اما به گفته‌ی راوی دوست پدر ایولین بوده است. این دو به شکلی بسیار مختصر و گذرا، فقط در چند سطر از یکی از پاراگراف‌های داستان، این‌گونه به ما معرفی می‌شوند:

ایولین نگاهی به دور و برِ اتاق انداخت و اسباب و اثاث آشنای آن را ورانداز کرد، همان اسباب و اثاثی که چندین سال می‌شد هر هفته گردگیری کرده بود و فقط خدا می‌دانست آن‌همه گرد و خاک از کجا می‌آید و روی‌شان می‌نشیند … در همه‌ی این سال‌ها هیچ‌وقت نتوانست اسم آن کشیشی را بفهمد که عکس زردشده‌اش روی دیوار … کنار چاپ رنگیِ میثاق با مارگارت مری آلاکوکِ مقدس، آویزان بود. آن کشیش یکی از دوستانِ هم‌مدرسه‌ایِ پدرش بود. پدر ایولین عادت داشت هر وقت عکس را به کسی نشان می‌داد، با لحنی سرسری اضافه می‌کرد «اون حالا در ملبورن [استرالیا] است.»

چنان‌که این نقل‌قول از متن داستان نشان می‌دهد، این دو شخصیت فرعی ویژگی مشترکی دارند که عبارت است از دین‌باوری. یکی از آن‌ها قدیسه‌ای مشهور است و دیگری کشیش. این ویژگی کمک می‌کند یکی از ابعاد وجودی ایولین را بشناسیم: او دختری است که در فرهنگ اکیداً مذهبیِ کاتولیک‌های ایرلند بزرگ شده. مارگارت مری آلاکوک راهبه‌ای فرانسوی بود که از همه‌ی لذات دنیوی دست کشید و تمام عمر خود را وقف خدمت به آرمان عیسی مسیح (ع) کرد. وی در نزد کاتولیک‌ها نماد تمام‌عیارِ ایمان مطلق به خدا و تحمل درد و رنج‌های دنیوی برای رسیدن به اجر اُخروی است. در داستان می‌خوانیم که ایولین هنگام مرگ مادرش با این قدیسه‌ی پرهیزگار و زاهدمنش عهد بسته بود که در غیاب مادر عهده‌دار انجام همه‌ی وظایف طاقت‌فرسایی بشود که مادرش در زمان حیات انجام می‌داد. پس اشاره به مارگارت مری آلاکوک (به‌منزله‌ی شخصیتی فرعی) و چاپ رنگی این میثاق، آن هم با ذکر این مطلب که میثاق در کنار تصویر رنگ‌باخته‌ی یک کشیش به دیوار آویخته شده، در واقع تأکیدی است بر این‌که ریشه‌ی تزلزل‌ها و تردیدهایی را که نهایتاُ (در صحنه‌ی فرجامینِ داستان) نمی‌گذارند ایولین از ایرلند برود، باید در حس ناخودآگاهانه‌ی گنهکاری‌ای جست که به‌شدت با اخلاقیات مسیحی (آن هم از نوع سنتی و شاقِ کاتولیکی) درآمیخته است. اشاره به کشیش بی‌نام مقوّم همین موضوع و البته حاوی نکته‌ای آیرونی‌دار است: این کشیش دوبلین را ترک کرده و به شهر ملبورن در استرالیا رفته است، در حالی که ایولین نمی‌تواند شجاعانه تصمیم بگیرد و همراه مردی که به او دل باخته است دوبلین و کلاً ایرلند را ترک کند و به بوینس آیرس در آرژانتین برود. حال درمی‌یابیم که چرا راوی جمله‌ی پدر ایولین درباره‌ی آن کشیش را برای‌مان روایت می‌کند (این که «اون حالا در ملبورن است»): پدر ایولین از مهاجرت دوست و هم‌مدرسه‌ای قدیمی‌اش اصلاً خرسند نیست و ایولین هم ناخودآگاهانه احساس می‌کند که اگر دوبلین را ترک کند و خود را از این زندگی راکد و مرگ‌زده برهاند، قطعاً موجبات ناخرسندی و خشم پدرش را فراهم خواهد کرد. همین احساسات متناقض و البته ناخودآگاهانه هستند که نهایتاً ایولین را از اتخاذ تصمیمی قاطع و عمل به آن بازمی‌دارند. افزون بر این، اکنون می‌فهمیم که چرا راوی به ما می‌گوید میثاق ایولین با قدیسه‌ی زاهدمنش به صورت «رنگی» چاپ شده و به دیوار زده شده، ولی تصویر کشیشِ مهاجرت‌کرده به ملبورن «زرد» و رنگ‌باخته است: قول‌وقرار ایولین با مادرش همچنان در ذهن او زنده و بازدارنده‌اند، متقابلاً میل به فرار از دوبلین در ذهن او رنگ می‌بازد و نمی‌تواند منجر به عزمی جزم برای نیل به رهایی شود.

نکته‌ی درخور توجه در خصوص داستان جیمز جویس این است که شخصیت اصلی، به رغم آگاهی از رکود و ملالی که زندگی او را بی‌نشاط کرده، در پایان داستان از پویایی بازمی‌ماند و ترجیح می‌دهد کماکان زندگی ملال‌زده‌اش در دوبلین را ادامه دهد. پس بر خلاف بسیاری داستان‌های دیگر که شخصیت اصلی‌شان پویاست، در این داستان شخصیت اصلی ایستا باقی می‌ماند. این ایستایی ربط مستقیمی به درونمایه‌ی داستان دارد: بسیاری از ما انسان‌ها، با وجود تمایلات قوی به رهانیدن خود از اوضاع ملالت‌بارِ‌ زندگی، در بزنگاهی که باید تصمیم‌های متهورانه بگیریم ترجیح می‌دهیم که رنج‌ها و محنت‌های زندگی را صرفاً تحمل کنیم. هرچند که این گزاره متناقض‌نمایانه (پارادوکسیکال) به نظر می‌آید، ولی میل به تغییر لزوماً به کنش تحول‌خواهانه نمی‌انجامد.

در جمع‌بندی این بحث درباره‌ی شخصیت‌های فرعی و کارکرد آن‌ها در پیرنگ داستان کوتاه، می‌توانیم بگوییم اگرچه شخصیت‌های فرعی نقش مستقیمی در وقایع داستان‌های کوتاه ایفا نمی‌کنند، ولی حضور آن‌ها تأثیری غیرمستقیم بر رویدادها باقی می‌گذارد. هر داستان‌نویسی برای خلق جهان داستان و شناساندن شخصیت اصلی آن به خواننده، نیازمند شخصیت‌های فرعی است. از این منظر، شخصیت‌های فرعی را وسیله‌ای برای پردازش شخصیت اصلی داستان محسوب می‌کنیم. فرعی بودن این شخصیت‌ها را نباید به معنای بی‌اهمیت بودن آن‌ها تعبیر کرد. آن‌ها برای «تزئینِ» داستان خلق نمی‌شوند، بلکه کارکردی دارند که مستقیماً در جذابیت داستان اثر می‌گذارد. داستان‌نویس توانا و تکنیک‌شناس می‌تواند با خلق شخصیت‌های فرعیِ لازم، بخش بزرگی از کار سختِ پیرنگ‌سازی را برای خود آسان کند.

اطلاعیه‌ی دو کارگاه

به اطلاع علاقه‌مندان به مباحث نقد ادبی و ادبیات داستانی می‌رساند، حسین پاینده از هفته‌ی سوم خرداد ۱۴۰۴ دو کارگاه برگزار خواهد کرد. شرح محتوای این کارگاه‌ها را می‌توانید در ادامه بخوانید.


۱. اطلاعیه‌ی «کارگاه نقد ادبی روان‌کاوانه (۱)»

هدف از برگزاری این کارگاه، معرفی نظریه‌ی روان‌کاوی، به‌ویژه در حوزه‌‌ی مطالعات ادبی و هنری، و ترسیم چشم‌انداز روشنی از مفاهیم بنیادی و روش‌شناسیِ خاص این رهیافت در نقد ادبی است. روان‌کاوی امروزه یکی از پُرطرفدارترین و مهم‌ترین رهیافت‌های نقد ادبی محسوب می‌شود و شرح و تبیین روش‌شناسیِ آن یک فصل مستقل از همه‌‌ی کتاب‌های جدید در حوزه‌‌ی نظریه و نقد ادبی را به خود اختصاص داده است. این شیوه از نقد ماهیتی میان‌رشته‌ای دارد و به‌ویژه از زمانی در ادبیات کاربرد پیدا کرد که متون اصلی نظریه‌ی‌ روان‌کاوی در چند دهه‌ی‌ نخستِ قرن بیستم به‌طور گسترده منتشر شدند. از آن زمان تاکنون، این نظریه در بسیاری از حوزه‌های علوم انسانی، به‌ویژه مطالعات هنری و ادبی، تأثیر گذاشته است. کارگاه «نقد ادبی روان‌کاوانه» به گونه‌ای طراحی شده است که شرکت‌کنندگان پس از اتمام این دوره‌‌ی آموزشی به‌درستی بدانند مفاهیم بنیادیِ نظریه‌‌ی روان‌کاوی چیست، مفروضات اساسیِ آن کدام‌اند، چه مقاصدی را دنبال می‌کند، روش‌شناسیِ آن چیست و چگونه در نقد متون ادبی و آثار هنری به کار می‌رود. به این منظور، علاوه بر توضیح مبانی نظریِ روان‌کاوی و شرح اصطلاحات و روش‌شناسیِ آن، یک فیلم سینمایی ایرانی و برخی متون ادبی از منظر این نظریه نقد خواهند شد. این کارگاه به نظریه‌ی روان‌کاوی کلاسیک (فرویدی) اختصاص دارد و به سبب کثرت مطالب آن، مکاتب پسافرویدی (از جمله نظریه‌ی یونگ و نظریه‌ی لاکان) می‌بایست در قالب کارگاه‌های جداگانه به علاقه‌مندان معرفی شود.

کارگاه «نقد ادبی روان‌کاوانه (۱)» برای ۱۰ جلسه‌ی ۹۰ دقیقه‌ای طراحی شده است و به منظور کاهش رفت‌وآمدهای هفتگی، در ۹ جلسه‌ی ۱۰۰ دقیقه‌ای برگزار می‌شود.

این کارگاه بر اساس کتاب نظریه و نقد ادبی: درسنامه‌ای میان‌رشته‌ای برگزار خواهد شد (ویراست دومِ، پاییز ۱۴۰۳، انتشارات مروارید). اعضای کارگاه هر هفته بخشی از مطالب کتاب را پیشاپیش می‌خوانند تا در بحث‌های کارگاه بتوانیم مطالب بیشتری را مطرح کنیم. از اعضای کارگاه درخواست می‌شود برای جلسه‌ی اول، صفحات ۶۵ الی ۶۹ را بخوانند.

اطلاعات بیشتر و نام‌نویسی: ۰۹۱۹۳۳۹۹۱۰۵


۲. اطلاعیه‌ی «کارگاه داستان‌نویسی (۳)»

در این کارگاه، مباحثی که پیشتر در «کارگاه داستان‌نویسی ۱ و ۲» مطرح شد در سطحی پیشرفته ادامه خواهد یافت. رویکرد این کارگاه به داستان‌نویسی، همچون دو کارگاه قبلی، مبتنی بر نظریه‌هایی ادبی و شناخت سبک‌های داستان‌نویسی در ادبیات ایران و جهان خواهد بود. شرکت‌کنندگان در این دوره، باید حتماً شناخت علمی و عمیق از عناصر داستان داشته باشند و مباحث مطرح‌شده در کارگاه‌های قبلی را بدانند. لذا صرفاً کسانی در این کارگاه پذیرفته می‌شوند که دوره‌های قبلی را گذرانده باشند. آن عده از کسانی که در کارگاه‌های قبلی شرکت نداشتند اما در زمینه‌ی مباحث مرتبط با ادبیات داستانی و نقد ادبی مطالعه‌ی شخصی داشته‌اند و داوطلب شرکت در این کارگاه هستند، می‌توانند یک نمونه از داستان‌های خود را برای ارزیابی ارائه کنند.

این کارگاه برای ۱۰ جلسه‌ی ۹۰ دقیقه‌ای طراحی شده است و به منظور کاهش رفت‌وآمدهای هفتگی، در ۹ جلسه‌ی ۱۰۰ دقیقه‌ای برگزار می‌شود.

اطلاعات بیشتر و نام‌نویسی: ۰۹۱۹۳۳۹۹۱۰۵

اطلاعیه‌ی «کارگاه اگزیستانسیالیسم در ادبیات داستانی» و «کارگاه داستان‌نویسی»

حسین پاینده به‌زودی دو کارگاه برگزار خواهد کرد. شرح محتوای این دو کارگاه را می‌توانید در ادامه بخوانید.


اطلاعیه‌ی «کارگاه اگزیستانسیالیسم در ادبیات داستانی»

ادبیات نوعی اندیشه‌ورزی است و به همین سبب آفرینش متون ادبی، از دیرباز تاکنون، با ژرف‌اندیشیِ فیلسوفان مقایسه شده است. به طریق اولیٰ، بخش بزرگی از نظریه‌پردازی‌ها درباره‌ی ادبیات از جانب فلاسفه صورت گرفته است و نحله‌های مختلف فلسفی زمینه‌ساز تولید متون ادبی مطابق با مبانی اندیشگانیِ همان نحله‌ها شده‌اند. یکی از تأثیرگذارترینِ این مکاتب، اگزیستانسیالیسم بوده است که از اواسط قرن بیستم در اروپا از راه آثار فیلسوف ــ ادیبانی مانند سارتر، کامو و کافکا بسیار مورد توجه اهالی ادبیات قرار گرفت. ترجمه‌ی آثار این سه متفکر و نویسنده‌ی سرشناس به فارسی، به‌ویژه در دهه‌ی ۱۳۵۰، نویسندگان ادبیات داستانی در ایران را نیز تحت تأثیر قرار داد. آثار ادبی‌ای که با تأثیرپذیری از اصول اگزیستانسیالیسم نوشته می‌شوند، پرسش‌هایی از این دست را برجسته می‌کنند: وجود داشتن به چه معناست؟ هدف از وجود داشتن انسان چیست؟ انسان چه جایگاهی در نظام هستی جهان دارد؟ فردانیت انسان چگونه حاصل می‌آید؟ آیا انسان قادر است سرنوشت خویشتن را به اختیار خود رقم بزند؟ ردپای اثرگذاری این قبیل پرسش‌های اگزیستانسیالیستی را همچنین در آن دسته از رویکردهای نقد ادبی می‌توان دید که غالباً بعد از دوره‌ی شکوفایی اگزیستانسیالیسم نظریه‌پردازی شدند، مانند نظریه‌های فمینیستی و پسااستعماری.

کارگاه «اگزیستانسیالیسم در ادبیات داستانی» با هدف آشنایی با برخی از اصول و مبانی این نحله‌ی فکری و نحوه‌ی تحلیل متون ادبی در پرتو ملاحظات اگزیستانسیالیستی برگزار می‌شود. این کارگاه نُه جلسه‌ی صد دقیقه‌ای خواهد داشت و علاوه بر مباحث نظری در معرفی برخی از اصطلاحات کلیدی اگزیستانسیالیسم که به‌ویژه در حوزه‌ی نقد ادبی کاربرد دارند، آثاری از سارتر و کامو و کافکا، شامل چهار داستان کوتاه و یک رمان، از منظری اگزیستانسیالیستی تحلیل خواهند شد. این دوره‌ی آموزشی به صورت «کلاس» برگزار نمی‌شود، بلکه «کارگاه» (محل کار) خواهد بود و لذا اعضای آن باید با مراجعه به منابعی که در کارگاه معرفی می‌شود، مطالعات جانبی انجام دهند و همچنین در مباحث کارگاه فعالانه مشارکت کنند.

علاقه‌مندان می‌توانند برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام با شماره‌ی ۰۹۱۹۳۳۹۹۱۰۵ تماس بگیرند.


اطلاعیه‌ی «کارگاه داستان‌نویسی (۱)»

هدف از برگزاری این کارگاه که طی ۹ جلسه‌ی ۱۰۰ دقیقه‌ای برگزار خواهد شد، افزایش مهارت‌های خلاقانه‌ی نویسندگان نوقلم است که قصد دارند داستان‌نویسی را به‌طور جدی و حرفه‌ای دنبال کنند. رویکرد این کارگاه به داستان‌نویسی مبتنی بر نظریه‌هایی ادبی و شناخت سبک‌های داستان‌نویسی در ادبیات ایران و جهان خواهد بود. شرکت‌کنندگان در این دوره، می‌بایست از عناصر داستان شناختی مقدماتی داشته باشند (زاویه‌ی دید، شخصیت، پیرنگ، کشمکش، ). در هر یک از جلسات، نخست بحثی نظری درباره‌ی شیوه‌های داستان‌نویسی انجام خواهد شد و سپس داستانی که یکی از شرکت‌کنندگان کارگاه نوشته است در جمع خوانده و بررسی می‌شود. در بحث راجع به داستان‌ها، شیوه‌ی به‌کارگیری خلاقانه و هدفمندِ عناصر داستان برای القای درونمایه‌ی مورد نظر نویسنده بحث خواهد شد. این کارگاه پیش‌نیاز شرکت در «کارگاه داستان‌نویسی (۲)» است که متعاقباً با برگزیده‌ای از شرکت‌کنندگانِ کارگاه مقدماتی برگزار خواهد شد.

علاقه‌مندان می‌توانند برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام با شماره‌ی ۰۹۱۹۳۳۹۹۱۰۵ تماس بگیرند.

اطلاعیه‌ی برگزاری کارگاه داستان‌نویسی پیشرفته

هدف از این کارگاه که در ۱۰ جلسه برگزار خواهد شد، افزایش مهارت‌های خلاقانه‌ی نویسندگان نوقلم است که قصد دارند داستان‌نویسی را به‌طور جدی و حرفه‌ای دنبال کنند. در هر یک از جلسات، نخست مبحثی نظری درباره‌ی شیوه‌های داستان‌نویسی مطرح خواهد شد و سپس داستانی که یکی از شرکت‌کنندگان کارگاه نوشته است به طور جمعی خوانده و بررسی می‌شود. در بحث راجع به داستان‌ها، شیوه‌ی به‌کارگیری خلاقانه و هدفمندِ عناصر داستان برای القای درونمایه‌ی مورد نظر نویسنده بحث خواهد شد.

داوطلبان شرکت در این کارگاه باید دوره‌ی آموزشی پیش‌نیاز («کارگاه داستان‌نویسی (دوره‌ی مقدماتی») را گذرانده باشند و در غیر آن صورت حتماً شناخت کافی از عناصر داستان داشته باشند (زاویه‌ی دید، شخصیت، پیرنگ، کشمکش، …).

زمان برگزاری کارگاه: چهارشنبه‌ها، ۱۶ تا ۱۷:۳۰

اطلاعیه‌ی کارگاه نقد ادبی روان‌کاوانه و کارگاه داستان‌نویسی ۲

کارگاه نقد ادبی روان‌کاوانه

هدف از برگزاری این کارگاهِ ده‌جلسه‌ای، معرفی نظریه‌ی روان‌کاوی، به‌ویژه در حوزه‌‌ی مطالعات ادبی و هنری، و ترسیم چشم‌انداز روشنی از مفاهیم بنیادی و روش‌شناسیِ خاص این رهیافت در نقد ادبی است. روان‌کاوی امروزه یکی از پُرطرفدارترین و مهم‌ترین رهیافت‌های نقد ادبی محسوب می‌شود و شرح و تبیین روش‌شناسیِ آن یک فصل مستقل از همه‌‌ی کتاب‌های جدید در حوزه‌‌ی نظریه و نقد ادبی را به خود اختصاص داده است. این شیوه از نقد ماهیتی میان‌رشته‌ای دارد و به‌ویژه از زمانی در ادبیات کاربرد پیدا کرد که متون اصلی نظریه‌ی‌ روان‌کاوی در چند دهه‌ی‌ نخستِ قرن بیستم به‌طور گسترده منتشر شدند. از آن زمان تاکنون، این نظریه در بسیاری از حوزه‌های علوم انسانی، به‌ویژه مطالعات هنری و ادبی، تأثیر گذاشته است. کارگاه «نقد ادبی روان‌کاوانه» به گونه‌ای طراحی شده است که شرکت‌کنندگان پس از اتمام این دوره‌‌ی آموزشی به‌درستی بدانند نظریه‌‌ی روان‌کاوی چیست، مفروضات اساسیِ آن کدام‌اند، چه مقاصدی را دنبال می‌کند، روش‌شناسیِ آن چیست و چگونه در نقد متون ادبی و آثار هنری به کار می‌رود. به این منظور، علاوه بر توضیح مبانی تئوریک روان‌کاوی و شرح اصطلاحات و روش‌شناسیِ آن، یک فیلم سینمایی ایرانی و برخی متون ادبی (شعر و داستان کوتاه) از منظر این نظریه نقد خواهند شد. این کارگاه به نظریه‌ی روان‌کاوی کلاسیک (فرویدی) اختصاص دارد و به سبب کثرت مطالب آن، مکاتب پسافرویدی (از جمله نظریه‌ی یونگ و نظریه‌ی لاکان) می‌بایست در قالب کارگاه‌های جداگانه به علاقه‌مندان معرفی شود.

این کارگاه بر اساس کتاب «نظریه و نقد ادبی: درسنامه‌ای میان‌رشته‌ای» برگزار خواهد شد (ویراست دوم، منتشرشده توسط انتشارات مروارید، شهریور ۱۴۰۲). اعضای کارگاه هر هفته بخشی از مطالب کتاب را پیشاپیش می‌خوانند تا در بحث‌های کارگاه بتوانیم مطالب بیشتری را مطرح کنیم.

پنجشنبه‌ها، ساعت ۱۶ تا ۱۷:۳۰

———————————————————–

کارگاه داستان‌نویسی (۲)
هدف از این کارگاه که در ۱۰ جلسه برگزار خواهد شد، افزایش مهارت‌های خلاقانه‌ی نویسندگان نوقلم است که قصد دارند داستان‌نویسی را به‌طور جدی و حرفه‌ای دنبال کنند. در هر یک از جلسات، نخست مبحثی نظری درباره‌ی شیوه‌های داستان‌نویسی مطرح خواهد شد و سپس داستانی که یکی از شرکت‌کنندگان کارگاه نوشته است به طور جمعی خوانده و بررسی می‌شود. در بحث راجع به داستان‌ها، شیوه‌ی به‌کارگیری خلاقانه و هدفمندِ عناصر داستان برای القای درونمایه‌ی مورد نظر نویسنده بحث خواهد شد.

داوطلبان شرکت در این کارگاه باید دوره‌ی آموزشی پیش‌نیاز («کارگاه داستان‌نویسی (۱)» را گذرانده باشند و در غیر این صورت حتماً شناخت کافی از عناصر داستان داشته باشند (زاویه‌ی دید، شخصیت، پیرنگ، زاویه‌ی دید، کشمکش، …)

پنج‌شنبه‌ها، ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰