از سال ۸۹ ناگزیر به عنوان ویراستار و کارشناس ادبیات داستانی با یکی دو ناشر همکاری داشتم و رمان عموماً عامّهپسند میخواندم و نظر میدادم. اغلب رماننویسان (بویژه نویسندگان زن) علاوه بر ضعف تألیف و ضعفهای دیگر مثل عدم شناخت تفاوت رمان و داستان بلند در یک چیز مشترک بودند و آن هم ضعف آغاز رمان. در ملاقات حضوری با این دسته از نویسندگان میپرسیدم، فرض کنید کنترل تلویزیون دست شماست، چه مدت به خود برای دیدن برنامه فرصت میدهید تا تصمیم بگیرید آن را تماشا کنید یا شبکه را عوض کنید؟ اغلب پاسخ میدادند بین دو تا پنج دقیقه. و من میگفتم همین معادله در مورد رمان شما هم مصداق دارد. خواننده وقتی رمان را باز میکند چند صفحهی اول آنقدر باید جالب و جذاب باشد تا خواننده را به مطالعهی اثر مجاب کند. البته در نقد ادبی مقصود از جالب و جذاب جنبه توصیفی اثر مد نظر است نه بحث ارزشگذاری.
در مورد همین مسئله یعنی آغاز رمان، دکتر حسین پاینده، منتقد و نظریهپرداز که با آثار خود اعم از تألیف و ترجمه در حوزه نقد ادبیات داستانی دانش ما را در زمینهی شناخت داستان و مؤلفههای زیباییشناختی آن عمیقتر کرده، در این هفته کتابی تحت عنوان گشودن رمان یا «رمان ایران در پرتو نظریه و نقد ادبی» توسط انتشارات مروارید منتشر کرده است که در آن به بحث همهجانبه ای درمورد آغاز رمان میپردازد. پاینده در مورد عنوان کتاب ــ «گشودن رمان» ــ میگوید: «واژهی گشودن را در کتاب حاضر، هم به معنای «بازکردن» به کار بردهام و هم به معنای «آغاز کردن»، معنای اول به نقد ادبی مربوط میشود و معنای دوم به رماننویسی.در معنای اول «گشودن رمان» یعنی فراتر رفتن از معنای سطحی و راه بردن به معانی ژرف آن. هر متن ادبی مجموعهای معیّن از نشانههای واژگان است که با کنش نقد از حالت بسته و مبهمشان «باز» میشوند. «باز شدن» به این مفهوم نشانهشناختی مترادف است با مشخص کردن مدلول برای دالهای متن. به تعبیری استعاری میتوان گفت که نقد یعنی «گشودن درِ معنای متن» و منتقد کسی است که با گشودن این در، معبری برای ورود به درون متن باز میکند. «گشودن رمان» در معنای دوم (معنایی که به عمل نگارش مربوط است) یعنی آغاز کردن رمان به شکلی که هم موجب (حس) تعلیق شود و هم نخستین نشانهها از پیرنگی را که متعاقباً تکوین مییابد، به صورتی فشرده به دست دهد. همانگونه که رماننویسانِ صناعتشناس و حرفهای به خوبی واقفاند، طراحی صحنهی آغازین دشوارترین مرحله در فرایند نگارش رمان است؛ نخستین صحنه باید آنقدر گیرا و تأملانگیز باشد که خواننده را به ورود به جهان خیالی رمان، همراهی با شخصیتها و دنبال کردن رویدادها ترغیب کند.»
دکتر پاینده در این کتاب ۱۰ رمان انتخاب کرده و توضیح میدهد: «رمانهای برگزیده طیف متنوعی از سبکها در دورههای مختلف رماننویسی ایرانی را شامل میشوند که در میانشان هم رمانهای نویسندگان صاحبنام از نسل اول و دوم ایران به چشم می خورد (صادق هدایت، صادق چوبک، جلال آلاحمد، هوشنگ گلشیری و سیمین دانشور) و هم رمانهای متأخرتر (از اسماعیل فصیح، زویا پیرزاد، رضا براهنی و سپیده شاملو).»
کتاب در ۱۰ فصل به شیوهی آغاز ۱۰ رمان می پردازد، بوف کور، تنگسیر، مدیر مدرسه، شازده احتجاب، سَووشون، ثریا در اغما، جزیرهی سرگردانی، چراغ ها را من خاموش میکنم، آزادهخانم و نویسندهاش، سرخی تو از من. تأکید خاص و اصلی نویسنده (پاینده) بر تحلیل مشروح صحنهی آغازین و معلوم کردن ربط آن به ادامهی رمان به منظور هموار کردن راه نقد هریک از این رمانها بوده است.
مخاطبان این کتاب، هم منتقدان ادبی میتوانند باشند، همهی کسانی که تئوریهای نقد ادبی را مطالعه کردهاند اما از شیوهی کاربردی کردن و انطباق آنها با یک متن ادبی فارسی درمیمانند؛ هم رماننویسانی که به لزوم آگاهی و شناخت نظریههای ادبی پی بردهاند.
