متقابلاً، ظریف را باید یگانه مذاکرهکنندهی ارشدی محسوب کرد که خندههای بیمحابایش تبدیل به مُهرونشان شخصیت او نزد تودههای مردم شده است. در بحبوحهی آخرین دور مذاکرات ژنو، محسن رضایی در گفتوگویی با شبکهی خبر به تاریخ ۲۰ تیرماه ۹۴ (سه روز پیش از اعلام توافق جامع ژنو) گفت: «لبخند آقای روحانی و ظریف را دنیا غنیمت بداند. آقای روحانی و ظریف سیزده سال پیش لبخندی زدند و شما تحویل نگرفتید، آن سیلیِ بیستهزار سانتریفیوژی و غنیسازی بیستدرصدی را تحویل گرفتید. توصیه میکنیم این لبخند آقای روحانی را تحویل بگیرید و سیلیِ صدهزار سانتریفیوژی نخورید … این خنده ها را تحویل بگیرید و اینقدر بازی درنیاورید و وقت ملت ایران و خودتان را نگیرید.»
از منظری روانکاوانه میتوان افزود خندههای ظریف برای مردم حکم تخیلهی روانیای را دارد که آنها ناخودآگاهانه به او محول میکنند. قهقهه روی دیگر تألم و حزن است، چندان که اشخاص عزیز از دست داده در مراسم تدفین یا ترحیم گاه جنونآمیزانه قهقهه سر میدهند. برای انبوه مردمی که در گیرودار مشقتهای زندگیِ تحت شرایط تحریم گرفتار آمدهاند، خندههای ظریف حکم گریزی نیابتی از واقعیت را دارد. قرار گرفتن در دایرهی گفتمانِ حاکمیت حاشیهی امنی را برای ظریف به وجود میآورد که افراد خارج از گفتمان مسلط قاعدتاً فاقد آن هستند. اما از منظری دیگر، بازنشر این خندهها نشاندهندهی نیاز عمومی به گذار از دلمُردگی به دلشادی در زندگی روزمره است، نیازی که در ضمیر ناخودآگاه جمعی مردم با رفع تحریمها و بهبود وضع معیشت گره خورده است. لایک گرفتنهای بیشمار پُستهای ظریف در فیسبوک و سایر شبکههای اجتماعی، تأییدی است بر نیازی مکتوم اما مبرم به شادی در جامعهی امروز ایران. بازتابی نشانگانی از این وضعیت را در دو کاریکاتور زیر میتوان دید:
معناسازی در لایهی دومِ این کاریکاتور با استفاده دو صنعت ادبی «ابهام» و «جناس» صورت گرفته است. دستهایی که ظریف را همچون سرمربی موفقِ یک تیم ورزشی ملی به هوا انداختهاند، همچنین میتوانند دستهایی باشند که به علامت دعا رو به آسمان بالا گرفته شدهاند (دال تضرّع بندگان)، همانطور که ظریف هم به جای اینکه توسط خیل عظیم طرفدارانش به بالا انداخته شده باشد میتواند مائدهای آسمانی باشد که از آسمان به زمین نازل شده است تا به یاری مردمِ مستأصل آید (مدلول اجابت الهی). در این ایماژ نیز خندهی خصیصهنمای ظریف نشانهای مهم از اصلیترین توقع مردم (فراهم کردن زمینهای برای شادی) است. کاریکاتور بعدی نشاندهندهی تحقق همین توقع است:
دلالت چهرهی آرام، بدون اضطراب و خندان ظریف در این کاریکاتور با دالهای مشابهی مانند مبل راحتی و لیوان نوشیدنی تقویت شده است که همگی حسی از ــ یا، به بیان دقیقتر، معنای ثانویِ ــ آسودگی و رهایی از تنش را القا میکنند. سرریز شدن لایکهای فراوان از کامپیوتر آقای ظریف نشانهای است که علت آسودگی او را القا میکند: حمایت مردم پشتوانهی او در ادامهی راهوروشی است که در مذاکرات در پیش گرفته است.
مرحلهی دوم: شکلگیری ایماژ ظریف به منزلهی جنگاور دلیر
راهبرد خندهی دیپلماتیک اما مانع از آن نشد که جنبهی متفاوتی از شخصیت ظریف در جریان مذاکرات آشکار گردد. در مقابل «دلواپسانی» که خندههای آقای ظریف را خطری بالقوه برای امتیازخواهی زیاده از حدِ طرفهای خارجی میدانستند، او توانست توانایی شگفتآوری از جدیت و قاطعیت را به نمایش بگذارد که حتی تحسین مخالفان تندرو و سرسختش در مجلس را هم برانگیخت. پس از شایع شدن این موضوع در فضای مجازی، به نقل از یکی از اعضای نامبردهنشدهی هیأت روسیه در مذاکرات هستهای، که آقای ظریف در یکی از جلسات در پاسخ به تهدید فدریکا موگرینی (نمایندهی اتحادیهی اروپا) به ترک میز مذاکره با ایران شجاعانه گفته است: «هرگز یک ایرانی را تهدید نکنید»، موجی از احساسات ملی و حمایتهای مردمی از ظریف در رسانهها و فضای مجازی به راه افتاد، به گونهای که حتی مهدی کوچکزاده (نمایندهای که پس از مشاجرهای تند با ظریف در صحن مجلس تا مرز درگیری فیزیکی با او پیش رفته بود) پُستی با عنوان «زنده باد غیرت و شجاعت، درود بر امانتداری و تدین» همراه با تصویر زیر در اینستاگرام قرار دارد:
رنگین کردن شعار «زنده باد غیرت ایرانی» با سه رنگ پرچم ایران، موضع سیاسی کوچکزاده را به واسطهی نشانهها، یا با زبانی نشانگانی، بیان میکند: کوچکزاده به رغم اختلافاتش با ظریف، تا جایی که ظریف از منافع ملی قاطعانه دفاع کند، در کنار او خواهد بود؛ کما اینکه وی در متن پُستش دربارهی جملهی غرورانگیز ظریف اینطور نوشت: «در خبرها به نقل از یک منبع ناشناس روس آمده بود که آقای ظریف در جلسهی مذاکرات با ۵+۱ در پاسخ سخن تهدیدآمیز موگرینیِ آمریکایی گفته است ”هیچگاه یک ایرانی را تهدید نکنید“. احساس غرور و عزتی که از شنیدن این خبر هرچند غیرقطعی به من دست داد، مرا به یاد سخنان آقای رئیسجمهور در روز تحلیف در مجلس انداخت که فرمودند (نقل به مضمون) ”اگر از ملت ایران پاسخ مناسب میخواهید، نه با زبان تحریم و تهدید که با زبان تکریم سخن بگویید“ … در آن روز و به محض ادای این سخن عزتمندانه از سوی رئیسجمهور همهی مجلس شاهد بود که در جهت تأئید آن، اولین و بلندترین تکبیر را من گفتم.»
همزمان با این تحول، روند جدیدی از انتشار تصاویر ظریف در مطبوعات و فضای مجازی آغاز شد. در این حرکت جدید، عمدتاً به عکسهایی از ظریف برمیخوریم که او را در حالتی خشمگین نشان میدهند، اما حتی همین تصاویر هم صرفاً محبوبیت وی را بیشتر کردند. به نظر میرسد این تصاویر در کنار ایماژهای قبلی، روایت مثبت و تأییدآمیزی از شخصیت ظریف به دست میدادند که مطابق با آن، ایشان در جای لازم از خود ملاطفت نشان میدهد و هر گاه شرایط اقتضا کند قادر است در رفتارش جدیتی هراسآور در پیش بگیرد. تصاویر زیر نمونههایی از بروز این بُعد دوم از شخصیت ظریف را نشان میدهند:
نکتهی درخور توجه در موج جدیدِ محبوبیت ظریف، تطور تلقی عمومی از او بود که اکنون از دیپلمات به اسطورهی سیاستمدار شجاع و سردار ملی ارتقا یافته بود. همزمان با این تطور، نشانههای تصویریِ شخصیت آقای ظریف در بازنماییهای رسانهای و مجازی تحول مشهودی پیدا کردند. نمونهای از این نشانههای جدید را در کاریکاتور زیر میتوان دید:
ایماژ جدید ظریف در این کاریکاتور، پهلوانی قوی با هیکلی عضلانی را به نمایش میگذارد که پرچم ایران (دال تعلقات ملی) را با خود حمل میکند. از منظر نظریهی سوسور دربارهی زنجیرهی همنشینی و جانشینیِ نشانهها میتوان گفت همین دال در پیوند (یا همنشینی) با پهلوان تنومند و پُرزور القاکنندهی مدلولی اسطورهای نیز هست: رستم دستان، جنگاور دلیر و لشکرشکنِ ملی که در نبرد با دشمنان ایرانزمین تدابیر جنگی خلاقانهای به کار میبرد و کسی را یارای هماوردی با او نبود. این کاریکاتور از راه بهکارگیری یک استعارهی گرافیک (استعاره از نوعی که قدمای ما در بلاغت و علم بیان اصطلاحاً آن را «مصرّحه» مینامند)، یکسانانگاری یا اینهمانیای بین محمدجواد ظریف و شخصیت اسطورهای رستم برقرار میکند. در این جابهجایی (یا جانشینی) گرافیک، هر سه رکن استعاره قابل تشخیصاند: مشبه آقای ظریف است، مشبهبه رستم است، وجهشبه هم قدرت و توانایی حماسی آقای ظریف برای دفاع از منافع ملی است.
شکل دیگری از این قبیل استعارههای گرافیک را در تصویر زیر میتوان دید که با هشتگ «هرگز یک ایرانی را تهدید نکنید» در شبکهی توئیتر قرار گرفت:
اگر در ایماژ قبلی ظریف به رستم مانند شده بود، در این توئیت او تبدیل میشود (استحاله پیدا میکند) به شخصیت «هالک» در فیلمی به نام هالکِ شگفتانگیز از کارگردان فرانسوی لوئیس لتریر. این فیلم که بر اساس شخصیت هالک در کتابهای مصوّر (کامیک) شرکت مارول کامیکس ساخته و در سال ۲۰۰۸ اکران شد، زندگی اَبَرقهرمانی به همین نام را تصویر میکند که بدنش هنگام خشم بسیار قوی میشود اما همچنان کارهایش را بسیار زیرکانه و با آیندهنگری انجام میدهد. استعارهی گرافیکی «ظریفـهالک» مقوّم اسطورهای است که مطابق با آن ظریف، به رغم ظرافت طبعی که از معنای تحتاللفظی نامش مستفاد میشود، میتواند در صورت لزوم بسیار خشن هم باشد و این زمانی رخ میدهد که احدی از قدرتهای مذاکرهکننده بخواهد ملت ایران را تحقیر کند. با این همه، یکسانانگاری ظریف با هالک در این نشانهی تصویری حاکی از آن است که از نظر مردم، استحاله پیدا کردن او به هیولایی ترسآور منافاتی با عملکرد عاقلانه و برنامهریزی هوشمندانهی این قهرمان حماسی ندارد.
ظریف در جریان مذاکرات هستهای در ناخودآگاه جمعی ایرانیان از منزلت اسطورهایِ یک قهرمان ملی برخوردار شد و این منزلت چنان جدیتی داشت که علاوه بر دنیای مجازی، در دنیای واقعیت هم دقیقاً با همین عنوان («قهرمان») به او تعلق گرفت. در حاشیه برگزاری نهمین جشنواره ملی قهرمانان صنعت و اقتصاد ایران، محمدجواد ظریف رسماً به عنوان «قهرمان دیپلماسی ایران» از سوی صنعتگران، تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی کشور معرفی شد:
در تصویر فوق، آویختن پارچهنوشتهای به ظریف که قهرمانیِ او در عرصهی دیپلماسی کشور را اعلام میکند و بلند کردن دستش، صورتی آئینی به مراسم تجلیل از وی داده است. پژواکهای ناخودآگاهانهی این تصویر، باورهای اسطورهای در عمیقترین لایههای ذهنی بیننده دربارهی قهرمانبودگی و سلوک قهرمانانه را تداعی میکند. اکنون ظریف به پهلوانی شباهت دارد که پس از زورآزمایی و غلبه بر حریف در میدانی ورزشی، دستش به عنوان فاتح و پیروز میدان بالا برده میشود.
ادامه دارد …











دیدگاهی بگذارید!