مرحلهی چهارم: شکلگیری اسطورهی ظریف به منزلهی منجی ملت
آخرین کارتونی که در بخش قبلی بررسی کردیم («فاتحان هستهای ایران») مبیّن آغاز مرحلهی جدیدی از استحالهی ایماژهای ظریف در رسانهها و فضای مجازی است. در این مرحله، آقای ظریف به گونهای بازنمایی میشود که گویی اهمیت و اعتبار توافق جامع ژنو کلاً از عملکرد شخص او یا از تدابیر داهیانهاش سرچشمه میگیرد و ملت ایران نجات خود از مشکلات و گرفتاریهای ناشی از دوازده سال تحریمهای بینالمللی را مدیون خردمندی و شجاعت اوست. تقریباً از آخرین روزهای دور نهایی مذاکرات ژنو، ظریف آرامآرام به تجسمی مدرن از اسطورهی دیرینهی «منجی» تبدیل شد. این اسطوره که انواع گوناگونش را میتوان در فرهنگها و ادیان مختلف سراغ گرفت، حول شخصیت قهرمانی شکل میگیرد که در اوضاعواحوالی بحرانی (غالباً حتی آخرالزمانی) به یاری انسانهای گرفتاریکشیده و بیحامی میآید و با فائق آمدن بر نیروهای اهریمنی، آنان را به رستگاری و شادکامی نائل میکند. منجی اسطورهای همچنین از هوش و ذکاوتی سرشار بهره دارد، به گونهای که قادر است تدابیری خلاقانه برای رسیدن به مقصود در پیش گیرد. چنانکه از این اشارهی کوتاه پیداست، اسطورهی منجی ربط مستقیمی به اسطورهی قهرمان دارد؛ به بیان دیگر، منجی لزوماً اَبَرقهرمانی است که علاوه بر داشتن تواناییهای فوقطبیعیِ بدنی میتواند هوشمندانهترین تصمیمات را اتخاذ کند. چند روز پیش از حصول توافق جامع بین ایران و کشورهای ۵+۱، صفحهای با هشتگ «#وقت_غیرت» توسط جمعی از کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام راهاندازی شد که از جمله تصویر زیر از ظریف در آن به چشم میخورد:
در این تصویر، مچ انداختن همزمان ظریف با حریفان چندگانهی پُرزور نشانهای از قدرت اَبَرقهرمانانهی او در اذهان عمومی است. نگاه فکورانه و آرامِ او و همچنین خم نشدن دستش به رغم فشاری که بر آن وارد میشود، حکایت از آن دارد که این اَبَرقهرمانِ مدبّر به خوبی میداند که چگونه این زورآزمایی را با پیروزی خود به پایان برساند.
تصویر فوق زمانی در اینستاگرام به اشتراک گذاشته شد که هنوز مذاکرات ادامه داشت، اما کارتون بعدی بلافاصله پس از اعلام توافق جامع تولید شد. دقت در نشانههای بهکاررفته در این کارتون نشان میدهد که از هر حیث مکمل معنای تصویر قبلی است:
علاوه بر خندهی شمایلگونهی آقای ظریف (دالی برای راهوروش مسالمتآمیز وی در حل کردن مسئلهی تنشآفرین هستهای)، باید به این موضوع توجه کرد که حلقهی گلِ انداختهشده به گردن وی، آمیزهای از دو نشانهی نمادین است: این حلقهی گل به شکل علامت انرژی هستهای تهیه شده است و در عین حال آویخته شدن آن بر گردن آقای ظریف تصویری از قهرمانان المپیک در دنیای باستان را به ذهن متبادر میکند. از جمله سنتهای کهنالگویی (آرکتایپال) که امروزه هم در مسابقات ورزشی المپیک رعایت میشود این است که وقتی مدالآوران بر سکوی پیروزی میایستند، حلقهگلی بر گردن آنان میآویزند. علامت پیروزی که آقای ظریف در این کارتون با بالا بردن دستهایش درست کرده، مقوّم دلالتهایی نشانگانی این طرح است. توازی و مشابهت این ایماژ با تصویر زیر ــ که نه یک کاریکاتور، بلکه عکسی واقعی از آقای ظریف است ــ بر این تحلیل نشانهشناختی صحّه میگذارد:
این عکس در تاریخ ۱۰ مرداد ۹۴ (روز ملی فرهنگ پهلوانی و زورخانهای) و در مراسمی گرفته شده است که طی آن با اهداء تندیس از آقای ظریف تجلیل به عمل آمد. در این مراسم، از طرف فدراسیون پهلوانی «پیراهن قهرمانی» نیز به ایشان اهدا شد که این جمله روی آن به چشم میخورد: «پهلوانان هستهای متشکریم»:
به این ترتیب، ظریف به منجیای اسطورهای استحاله یافته که پیرو سایر نمونههای تاریخی این اسطوره (امیرکبیر و مصدق) و به تأسی از بازتابهای ادبیِ این اسطوره (رستم و آرش کمانگیر)، در زمانهی بحرانزدهی ما پیروزیای بزرگ، در مقیاس بینالمللی، در مواجهه با شش قدرت ستمگر جهانی برای ملت ایران به ارمغان آورده است. با از سر گذراندن این استحالهی اسطورهای، ظریف دیگر صرفاً دیپلماتی کاردان نیست، بلکه در هیأت یک اَبَرقهرمان و نجاتبخشِ ملت در ناخودآگاه ما جای میگیرد. مطابق با این تلقی ناخودآگاهانه، نقش ظریف در حل کردن هوشمندانهی مناقشهی هستهای به قدری برجسته و تعیینکننده بوده است که دشمنان ملت ایران بیش از هر چیز از شخص او واهمه دارند. انعکاسی نشانگانی از این تلقی را در کاریکاتور بسیار دلالتمند زیر میتوان دید:
این کاریکاتور رابطهای بینامتنی با تصویر معروفی از بنیامین نتانیاهو دارد که وی را در حال سخنرانی در شصتوهفتمین جلسهی مجمع عمومی ملل متحد در سال ۲۰۱۲ نشان میدهد. در آن سخنرانی، نتانیاهو با نشان دادن طرح گرافیکی از مراحل تولید بمب اتمی، مدعی شد که ایران با امتیازهایی که به علت مماشات کشورهای ۵+۱ دریافت کرده است، در مسیر خطرناکی پیش میرود که با دستیابی به سلاح هستهای صلح و امنیت منطقهی خاورمیانه و جهان را تهدید میکند. اما در کاریکاتور بالا که از هر حیث به عکس معروف نتانیاهو مشابهت دارد، جای بمب هستهای را تصویری از مذاکرهکنندهی ارشد ایران محمدجواد ظریف گرفته است. این جابهجایی استعاری چنین القا میکند که «بمب» واقعی که نتانیاهو را (به منزلهی مجاز جزءبهکل برای همهی دشمنان ملت ایران) هراسانده (چندان که در این کاریکاتور عرق از سر و روی او سرازیر شده)، در واقع آقای ظریف (به منزلهی منجی ملی ایرانیان) است که توانست با زیرکی خاص خودش قدرتهای جهانی را وادار به پذیرش حقوق هستهای ملت ایران و لغو تحریمها کند.








دیدگاهی بگذارید!