چشماندازی از نقشآفرینیهای محتمل ظریف در آینده
دگردیسی تدریجی ظریف به منجی اسطورهای، پیامدهایی هم در آرایش نیروهای سیاسی در عرصهی داخلی خواهد داشت که بویژه در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم میتواند حائز اهمیت و بسیار تعیینکننده باشد. چنان که دیدیم، وی با پیشینهای از اشتغال در دستگاه سیاست خارجی، ابتدا به عنوان دیپلمات خبره عهدهدار به پیش بردن مذاکرات هستهای شد و در فرایندی بطیء به قهرمان ملی و نهایتاً حتی نجاتبخش ملت ارتقا پیدا کرد. دوری جستن ظریف از حاشیهسازیهای پُرهیاهو در صحنهی سیاسی موقعیت ممتازی برای کسب اعتماد عمومی به او بخشید که البته وی نیز با به نتیجه رساندن مذاکرات دشوار و طولانی هستهای به بهترین نحو از آن استفاده کرد. این نحوهی عمل موجب شده است که اکنون ظریف در نزد تودههای مردم، بیش از هر چیز سیاستمداری پراگماتیک یا به اصطلاح «مرد عمل» جلوه کند. در شرایطی که وعدههای مدیران دولتی با گذشت زمان غالباً رنگ میبازد و کمتر به طور کامل محقق میشود، ظریف توانسته است تصویر عمومیای از خود برسازد و به ژرفترین لایههای ضمیر ناخودآگاه جمعی مردم وارد کند که مطابق با آن، وی شایستگیهایش را در میدان عمل نشان میدهد. عملگرایی در بدو امر شاید یادآور پارادایم دولتداری در ریاست جمهوری دورههای نهم و دهم باشد، لیکن تمایز گذاشتن بین پراگماتیسم ظریف (که بهترین توصیف از آن «پراگماتیسم سنجیده» است) با نوع عوامانه و مبتذلی از عملگراییِ بیپروا در رفتار سیاسی احمدینژاد و شرکاء (که بیتردید بهترین توصیف از آن «پراگماتیسم بیبرنامه» است) برای مردمی که تجربهی زیسته را ملاک ارزیابی دولتمردان قرار میدهند اصلاً دشوار نیست.
پیامد بلافصل پراگماتیسم سنجیدهی آقای ظریف، افزایش چشمگیر محبوبیت اوست که البته نیازی به اثبات ندارد. تبلوری خودجوش از این محبوبیت گسترده را در صفحهای باید دید که اخیراً با عنوان «کمپین نوبل برای ظریف» به منظور معرفی وی به عنوان نامزد دریافت جایزهی صلح نوبل در فیسبوک ایجاد شده است. گزافه نیست که بگوییم در حال حاضر میزان محبوبیت عمومی ظریف چه بسا حتی قابل قیاس با محبوبیت شخصیتهایی همچون سید محمد خاتمی باشد. دلایل این امر را از جمله در این باید دید که هواخواهان و طرفداران پُرشور آقای ظریف طیف گستردهای از اقشار مختلف اجتماعی را شامل میشوند، اقشاری که جوانان بخش قابل توجهی از آن را تشکیل میدهند ولی سایر گروههای اجتماعی را نیز در بر میگیرند. به این ترتیب، دور از انتظار نیست که ظریف یا خود رأساً در دوازدهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری نامزد شود و یا از سوی خیل طرفدارانش به عنوان نامزد معرفی شود. همچنان که در تحلیل ایماژهای ظریف در رسانهها و فضای مجازی دیدیم، وقتی پژواکهای اسطورهای هالهای از قهرمانبودگی حول شخصیت کسی به وجود آورند و او را تدریجاً به کهنالگوی منجی مبدل کنند، آنگاه محبوبیت وی به سرعت ابعادی فرافردی و حتی تاریخی و اسطورهای به خود میگیرد، ابعادی که میتواند معادلههای عرصهی سیاسی را به سهولت و به طرز شگفتآوری دگرگون کند.



دیدگاهی بگذارید!