در روز معلم، عموماً از معلمان تقدیر میشود. اما بهراستی اطلاق این نام نه بر همهی مدرسان بلکه بر آن کسانی رواست که در زندگی مخاطبانشان تأثیر میگذارند.
صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه
بشکست عهد صحبت اهل طریق را
گفتم میان عالِم و عابد چه فرق بود
تا اختیار کردی از آن این فریق را؟
گفت آن گلیم خویش به در میبرد ز موج
وین جهد میکند که بگیرد غریق را …
زمان رفتار متناقضنمایانهای (پارادوکسیکالی) با ذهن انسان دارد. از یک سو ما را دچار نسیان میکند و از سوی دیگر دائم به یادمان میآورد. اگر سخنی (گفتمانی) از معلم راستین بیاموزیم و قدر معلم را ندانیم، دچار نسیان میشویم و این خود بزرگترین خسران است. با گذشت زمان اما خاطرهها به ذهنمان هجوم میآورند و وقوفی تلخ را باعث میشوند. ولی زمان گذشته است و دیگر دیر شده …
بهسختی میتوان از تأثیر بسزایی که معلم راستین در زندگی مخاطبانش باقی میگذارد سخن گفت و حق مطلب را ادا کرد. شعر زیر گویاتر از سخن معمولی است. با سپاس بیکران از دوست عزیزی که به مناسبت روز معلم این شعر زیبا را به نقل از دیوان شمس برای من فرستاد:
یا ربا! این لطفها را از لبش پاینده دار
او همه لطف است جمله، یا ربش پاینده دار
ای بسی حقها که دارد بر شب تاریک ماه
ای خدای روز و شب، تو بر شبش پاینده دار
طفل جان در مکتبش استاد استادان شدست
ای خدا این طفل را در مکتبش پاینده دار
معلم دلسوز و واقعی را باید در همان زمان که لازم است قدر بدانیم. گذشت زمان تأثیر ویرانگری در روح و روانمان باقی خواهد گذاشت.



دیدگاهی بگذارید!