تفاوت نقد با تهمت و افترا

مدتی پیش شخصی با ذکر نام اینجانب در فضای مجازی مدعی شد یکی از کتاب‌های من شایسته‌ی دریافت جایزه نبوده زیرا من عضو هیأت علمی نهادی بودم که به آن کتاب جایزه داده است. وی همچنین با استناد به یادداشت شش سال پیش شخصی دیگر، ادعا کرد که روش به‌کاررفته در این کتاب در کتابی خارجی هم استفاده شده است. من نه به انتقاد بر کتاب خودم، بلکه به تهمت اعمال نفوذ بر داوران و به کار بردن بی‌محابای هشتگ سرقت در فضای مجازی اعتراض دارم. در ده پاسخ مستند با عنوان «پیش بینایان خبر گفتن خطاست» ثابت کردم که عضویتم در هیأت علمی بنیاد مورد نظر با حکمی موقت و صرفاً به منظور بازنگری در اساسنامه‌ی آن نهاد بود. این عضویت حدود دو ماه و نیم بود و هیچ ارتباطی با داوری یا انتخاب کتاب برای جایزه نداشت. این موضوعی است که هم داوران بخش نقد ادبی به‌طور مکتوب به آن شهادت دادند و هم دو عضو هیأت علمی. همچنین دو فصل کامل و بخش‌هایی از مقدمه‌ی همان کتابی را که این شخص نام برده بود خودم ترجمه کردم و در وبلاگم قرار دادم تا اهالی راستین ادبیات و مطالعات نقادانه بتوانند خود به قضاوت بنشینند. در این بین، نویسنده‌ی آن یادداشت نیز طی بیانیه‌ای توضیح داد که هیچ‌گاه نسبت سرقت به کتاب من نداده و اصلاً این لفظ را به کار نبرده بود و با خواندن پاسخ‌های من مجاب شده که طرح مطالب یادداشتش به آن صورت درست نبوده است، اما متأسفانه مطرح‌کننده‌ی اتهامات این بیانیه را ندامت‌نامه نامید.

اکنون مطلع شده‌ام که برخی از همکاران با نوشتن نامه‌ای، این‌طور تصور کرده‌اند که من به علت نقد بر کتابم از کسی شکایت کرده‌ام. این‌گونه نیست. نقد هیچ نسبتی با افترا و تهمت ندارد. صاحب این قلم، خود با نوشتن پاسخ‌های مفصل عملاً به استقبال نقد رفت. شکایت به دلیل تهمت اعمال نفوذ بر داوران و به‌کارگیری هشتگ سرقت در فضای مجازی بود. ثبت شکایت پس از تماس با این شخص و دعوت از او به برگزاری جلسه‌ی عمومی درباره‌ی ادعاهایش صورت گرفت، تماسی که طی آن وی ابراز احترام کرد و اظهار داشت قصد توهین نداشته و مطالب را حذف می‌کند، اما در این کار به قدری تأخیر کرد که منجر به پاسخ‌های مفصل من شد. در گفت‌وگوی رودررو با این شخص (که از قضا به درخواست یکی از همین همکاران صورت گرفت) صراحتاً گفتم که به هیچ نقدی بر هیچ کتابی (از جمله بر کتاب خودم) ایرادی نمی‌بینم. اعتراض من به طرح افترا و تهمت و هتک بی‌محابای حیثیت اشخاص در فضای مجازی است. ایجاد هشتگ موهن و مطرح کردن اتهام‌های بی‌اساس در فضای مجازی کاری ناپسند است که نه‌فقط سلامت فضای فرهنگی را تهدید می‌کند بلکه باعث بدگمانی آحاد جامعه به اهالی فرهنگ و ادب هم می‌شود. در پاسخ‌هایم که حدود ۱۵۰ صفحه شد، با بررسی دقیق دو کتاب و ترجمه‌ی دو فصل از کتاب خارجی مورد ادعا نشان دادم که هتک حیثیتی صورت گرفته است که در شأن جامعه‌ی ادبی کشور ما نیست. به اعتقاد من، همکاران گرامی‌ای که این نامه را امضا کردند احتمالاً پاسخ‌های دهگانه‌ی من را نخوانده‌اند، با این حال در احترام به این همکاران و خواهش دوستان دیگری که تماس گرفتند، از شکایت خود می‌گذرم و قضاوت را به وجدان‌های آگاه جامعه‌ی ادبی وامی‌گذارم. کسب منفعت مادی از راه پایان‌نامه‌های چندین میلیونی البته راه ساده‌ای برای برخورداری از رفاه و بی‌نیازی از درد و رنج پژوهش است، اما صاحب این قلم راه دیگری را برگزید و سی سال از عمر خود را صرف خدمت به جامعه‌ی فرهنگی، نویسندگان، شاعران، اهالی هنر و دوستداران نقد ادبی کرد. تردید ندارم که هر کسی برای پیشبرد مطالعات ادبی زحمتی کشیده باشد، اشخاص فاضل و اعضای راستین جامعه‌ی ادبی قدر زحمت او را می‌دانند.

هم‌رسانی این مطلب:

دیدگاهی بگذارید!

avatar
  دنبال کردن  
آگاهی از